جهان به سمت نیکویی می رود!

جوان تر که بودم، بر روی پروژه ئی تحقیق می کردم که تکنولوژی جدیدی برای زیبا تر کردن ِ دنیا به ارمغان می آورد.

آن زمان این موضوع را در کنفرانس های دانش جویی و مهندسی ارائه می کردم و یک بار هم تقدیر نامه ای دریافت کردم به پاداش تلاشی که برای پیوند مهندسی عمران با روح و روان آدمی انجام داده ام.

در تلاش برای یافتن راهی ارزان بودیم تا جاده ها و راه ها را از این رنگ سیاه و توسی یک نواخت و خشن در بیاوریم و آسفالت رنگی بسازیم. که رنگ راه های دست رسی به طبیعت، بدیع و دل نواز شود.

همان موقع به مقاله ای ادیبانه و انتقادی بر خوردم به همین نام. نویسنده انگلیسی زبان آن کوشیده بود از تناقض همین دو (آسفالت و رنگ) دست مایه ای بسازد تمثیل وار. از پی آمد های پیش بینی نشده (Unintended consequences) سخن رانده بود. که یعنی بشر برای دست یابی به خوبی ها تلاش می کند. اما از عواقب اختراع ها و نو آوری های اش غافل است.

و به خاطر داشته باشید اگر؛ گفتمان غالب در فیلم ها، داستان ها، کارتون ها و نوشته های هنرمندان و فیلسوفان پانزده بیست سال گذشته، همین چیره گی تکنولوژی بر انسان؛ و از بین رفتن ارزش های انسانی بود. فیلم هایی مثل جنگ ستاره گان، ترمیناتور؛ یا فیلم هایی که روبوت ها انسان ها را شکست می دهند و …، موضوع هایی بودند که پیش رفت های به قولی «افسار گسیخته» ی آدمی را نکوهش می کردند.

اما نشد! انسان، که کهنه رند خدا ئی ست بی گمان، دیدیم که چه نیکو از عهده ی همه چیز بر آمده.

هنوز که ما ندیدیم ربات ها انجمن مبارزه با انسان تشکیل داده باشند یا یکی مثل آرنولد بیاید و با بازوکا همه جا را به هم بریزد و هر چه تیر بخورد باز صاف شود!

آن «سال دوهزار» را هم که می گفتند فلان و چنان؛ خواننده اش گویا دبه کرده و گفته منظورش دوهزار خورشیدی بوده!

انسان، به باور من، در مسیر نیکویی قرار گرفته. و هر چه پیش می رود، به انسانیت نزدیک می شود نه به قهقرا. و اگر قرار بود آینده به گذشته باخته باشد، آدمی می بایست به ناچار اکنون در آب های دور دست قرون، جانوری تک یاخته باشد.

تکنولوژی قرن بیستم اگر هوا را آلوده کرد و ترافیک را زیاد کرد، اگر زنده گی ماشینی را پدید آورد و جامعه ی سنتی و زیر کرسی شعر گفتن را برچید؛ اگر داس و چکش را گرفت و تراکتور و کمباین و دستگاه پرس سنگین و … آورد، سده ی ما اینترنت آورد، که رفته رفته آدمی را از همان دست آورد های اول هم بی نیاز می کند.

در خانه بنشین و کارهای بانکی ات را انجام بده. در دفتر کار بنشین و قبض های ات را بپرداز. ثبت نام دانش گاه انجام بده. از هر چیزی که می خواهی سر در بیاوری، سرچ کن. هر کتابی که می خواهی تنها با کلیک به آن برس. و هر چه می خواهی بخری، بپسند و سفارش بده تا بیاورند.

چاووشی ی امید انگیز ِ تو ست که این قافله را به صبح می رساند.

 

سهیل قاسمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *